ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
312
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
بيان رسيدن طغرلبيك به بغداد و خطبه خواندن بنام او پيش از اين عزيمت طغرلبيك را به رى ، پس از بازگشت از غزو روم به منظور رسيدگى اوضاع آن منطقه ( رى ) بيان كرديم . همين كه در رى از كارهاى خود فراغت پيدا كرد ، در محرم اين سال به همدان برگشت ، و چنين آشكارا كرد كه ميخواهد حج گذارد و راه مكه را اصلاح كند و به شام و مصر برود و المستنصر علوى فرمانرواى مصر را از ميان بردارد . طغرلبيك با اصحاب خود كه در دينور و قرميسين و غيرها بودند نامه نوشت و به آنها دستور داد سيورسات و خواربار و علوفه تدارك و فراهم آورند . اين امر بغداد را به لرزه درآورد . و نيروهاى انسانى را سست و بازوانشان از كار بينداخت . و تركها در بغداد به آشوبگرى برخاستند و قصد ديوان خلافت كردند . در اين اثناء طغرلبيك به حلوان رسيد ، و يارانش در راه خراسان پخش شدند و مردم به جهت غربى بغداد هجوم آوردند ، و تركها چادرهاى خويش را در بيرون شهر بغداد برپاداشتند . ملك رحيم نزديك شدن طغرلبيك را ببغداد شنيد و از واسط بدان صوب عزيمت كرد . بساسيرى در بين راه از وى جدا شد زيرا در همانموقع نامهاى از القائم ( مقصود خليفه است ) بملك رحيم رسيد مبنى بر اينكه بساسيرى خلع طاعت كرده و با دشمنان يعنى مصريان مكاتبه كرده است و خليفه را بر پادشاه عهد و پيمانها هست و او را نيز بر خليفه بهمچنين عهود متقابل هست ، چنانچه بساسيرى را ترجيح ميدهد . روابط بين پادشاه و خليفه قطع شده محسوب مىشود و هر گاه او را بدور سازد ( تبعيد كند ) و ببغداد آيد ، تدبير امور ديوان با وى خواهد بود . ملك رحيم با آن كس كه بهمراهش بود گفت : ما متابعت از اوامر ديوان مينمائيم و از ديوان جدا هستيم . سبب جدائى بساسيرى از ملك رحيم چنان بود كه گفتيم و بساسيرى به شهر نور الدوله دبيس بن مزيد كه ميان آنها وابستگى سببى بود برفت . و ملك رحيم رو ببغداد